احمد بن محمد حسينى اردكانى

180

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

جهت آنكه معرفت اين دو نيز موقوف بر معرفت زمان است كه شناخته نمىشود مگر به حركت . زيرا كه جواب مىگوييم ، آنچه را كه شيخ اشراق گفته است . كه اين امور ، يعنى دفعة ، و تدريج ، و امثال آنها ، به اعانت حس بديهىاند ، و اگر چه معرفت آنها به حدود محتاج است به مقوّمات ذاتيّهء آنها از زمان ، و آن ، و حركت . پس حقيقت حركت را تعريف كردن به اين امور جايز خواهد بود . و بعد از آن مىتوان حركت را وسيلهء معرفت « زمان » و « آن » قرار داد . پس دور نخواهد بود . و همچنين در بسيارى از امور اين حالت بهم مىرسد كه در انيّت [ ظاهر ] و در ماهيّت خفىاند . و لكن قدما التفات به اين تعريف نكرده‌اند و گفته‌اند كه مشتمل است بر دور خفى ، زيرا كه در اين امور انطباق بر امرى ممتدّ تدريجىّ الحصول ضرور است ؛ و گفته‌اند كه حركت ممكن الحصول است و هر چه حصولش براى چيزى ممكن است حصولش كمال آن چيز است ، پس حركت كمال متحرّك است ، و لكن از ساير كمالات ممتاز است ، به اينكه براى آن حقيقتى وراى تأدّى به غير و سكون آن نيست . پس بايد كه براى « آن » دو خاصّيّت باشد : يكى آنكه در آنجا مطلوبى ممكن الحصول باشد كه توجّه به سوى آن مطلوب باشد ، و ديگر آنكه آن توجّه مادام كه موجود است چيزى از آن بالقوّه باشد ، زيرا كه متحرّك متحرّك بالفعل در حالى مىباشد كه به مقصود نرسيده باشد . و مادام كه به مقصود نرسيده است [ 97 ] چيزى از آن بالقوّه خواهد بود ، پس هويّت حركت متعلّق است به آنكه چيزى بالقوّه باشد و به اينكه مقصود از حركت بالفعل حاصل نباشد . و در ساير كمالات اين دو خاصّيّت موجود نيست . مثلا ، چيزى كه بالقوّه مربّع باشد و بالفعل مربّع شود حصول مربعيّت از آن حيثيّت كه مربعيّت است اقتضاى استعقاب چيزى نمىكند ، و در نزد حصول چيزى از آن بالقوّه نمىماند . پس مىگوييم كه هر گاه جسمى در مكانى باشد و حصولش در مكان ديگر ممكن باشد ، در آن دو امكان موجود خواهد بود : يكى امكان حصول در آن مكان و ديگر امكان توجّه به سوى آن چيز . و پيش از اين مذكور شد كه هر چه ممكن الحصول است حصولش كمال است ، پس توجّه به آن مطلوب كمال خواهد بود و مقدّم است بر حصول مطلوب ، و إلّا وصول به مطلوب بر سبيل تدريج نخواهد بود . پس توجّه كمال است براى چيزى كه بالقوّه